|
هدف از يادگيري، درك، تغيير رفتار و توان بكارگرفتن
يافتهها، و نه تنها حفظ كردن آنها است. اين هدف زماني
بهتر محقق ميشود كه فراگيري در شرايطي نزديكتر به شرايط
واقعي كاربرد صورت گيرد.
شخص در شرايط واقعي با مسايلي مواجه است كه
در آن ابعادي از دين و مفاهيم تبيين شده در قرآن،
رياضيات، علوم، تعليمات اجتماعي، ادبيات و هنر به صورت
يكپارچه نهفته است. مثلا وقتي شخص در محيط واقعي در يك كسب
و كار خاص نظير مغازهداري قرار ميگيرد، نكاتي كه دين در
مورد كسب و سلامت آن بيان كرده است، آيات مرتبط (نظير "واي
بر كم فروشان" ، "پيمانه را كامل بدهيد" و "با مردم با
خوشرويي صحبت كنيد")، رياضيات حساب و كتاب كسب،
اطلاعاتي در مورد فساد كالا و محصولات در جايگاه درس
علوم، روابط عمومي و تعاملات اجتماعي در فروش، مسايل كسب
و كار و حكمتهاي آن كه در متون ادبي مرتبط وجود دارد، همه
و همه در مورد مسئله كسب و كار مغازهداري به صورت يكپارچه
مطرح است.
تجزيه و انتزاعي كردن مباحث در دروسي چون رياضي، علوم و
ادبيات، باعث ميشود شخص اين مباحث را ياد بگيرد، اما از
كاربرد آنها ناتوان باشد. اما در صورتي كه مفاد آموزشي در
شرايط ملموس و نزديكتر به محيط واقعي، به صورت توام به
زمينههاي مختلف بپردازد، دانشآموزن هم با تك تك موضوعات
و مباحث حوزهها آشنا ميشوند، و هم تركيب و جوهره يكپارچه
پديدهها و تعامل بين آنها را در مييابند. به عبارت ديگر،
علاوه بر علم و دانش، نوعي از بصيرت در اين جا به
دانشآموز منتقل ميشود.
دبستان حكمت مبتني بر همين رويكرد، برنامه درسي متفاوتي
را نسبت به مدارس معمول، اتخاذ ميكند. در برنامه درسي
مدرسه حكمت، موضوعات و عناوين دروس و جلسات، عمدتا
موضوعاتي هستند كه به شرايط كاربردي نزديكترند. در اينجا
سخني از دروس رياضي و علوم نيست. بلكه "كسب و كار"، "سير و
سفر"، "طراحي و سازهها"، "حكايات"، "خلقت و طبيعت"،
"عكاسي" و "روزنامه نگاري" نمونه عناوين دروس و جلسات درس
در مدرسه هستند. در هر يك از دروس (كه ما آن را دروس
تركيبي يا دروس عملياتي ميناميم)، موضوع كاملا ملموس و
قابل درك براي سن كودكان مطرح شده، و در خلال آن، مباحث
دروس رسمي رياضيات، علوم، دين، قرآن، ادبيات و نظاير آن
مطرح ميشود. در ارائه دروس تركيبي نيز ضمن درگير كردن
كاربردي و عملياتي در انجام خود كارها (نظير خريد و فروش
در كسب و كار)، و مباحثه و گفتگو، از منابع و متون اصيل
مانند قرآن، گلستان سعدي، مثنوي به نثر، شاهنامه، كتب علمي
مرجع و نيز فيلمهاي مستند، علمي و آموزشي استفاده ميشود،
و بدين ترتيب محتواي آموزشي متنوعي براي دانشآموزان فراهم
ميشود.
مثلا در درس كسب و كار، مباحث مطرح شده فوق از دروس رياضي
گرفته تا درس ادبيات، ارائه و مورد بحث و تعليم قرار
ميگيرد. مثلا معلم در فرصت درس كسب و كار، بخشي از
تعليمات درس رياضيات را به دانشآموزن منتقل ميكند. بدين
ترتيب دانشآموز مثلا مبحث تقسيم را در شرايطي ياد ميگيرد
كه به كاربرد آن نياز دارد، و شرايط كاربرد آن را كاملا حس
ميكند. در اين ميان كتاب درسي دروس رسمي در قفسه
دانشآموزن قرار دارد، و معلم بر حسب ضرورت آن را به كار
ميگيرد. مثلا در همان كلاس درس كسب و كار، در مبحث تقسيم،
معلم پس از طرح مباحث مربوطه، از دانشآموزن ميخواهد كه
برخي از تمرينهاي موجود در كتاب درسي رياضيات را حل كنند.
نكته مهمي كه در اينجا مطرح است، پوشش كامل تمام مباحث
دروس رسمي (رياضيات، علوم و ...) در دروس تركيبي است. به
عبارت ديگر اغلب مباحث دروس رسمي، قابل گنجايش در دروس
تركيبي است. معلم با ياري گرفتن از ابزارهاي رايانهاي،
پوشش تمام مباحث ضروري در دروس رسمي را كنترل ميكند، و
آگاه است كه مثلا چقدر از مباحث درس رياضيات امسال
دانشآموزن را به آنها انتقال و با آنها تمرين كرده است.
در
صورتي كه معلم احساس كند كه بخشي از مباحث دروس رسمي، به
اندازه كافي در دروس تركيبي با دانشآموزن تمرين نشده است،
مستقيما جلساتي را به بخشهاي مذكور از دروس رسمي مربوطه
اختصاص داده، و از روي كتاب درسي آن مباحث را ارائه و
تمرين ميكنند. بدين ترتيب هيچ نقطهاي از كتابهاي درسي
رسمي باقي نخواهد ماند كه در كلاس مورد پوشش قرار نگرفته
باشد.
مزيت اين روش اولا در آن است كه دانشآموز با كيفيت بسيار
بهتري موضوعات دروس رسمي را دريافت ميكند. ثانيا توانايي
بيشتري در كاربرد آن خواهد داشت؛ و مهارتهاي كاربرد آن
موضوع را نيز فرا ميگيرد. ثالثا دانشآموز تلاش و زحمت
كمتري را براي قرار گرفتن در فضاي مبحث درس رسمي مربوطه و
درك آن ميكشد، و به همين دليل موضوع را در زمان
كوتاهتري فرا ميگيرد. و رابعا علاوه بر موضوعات كتابهاي
درسي، موضوعات متعدد ديگري را نيز در همان مدت كلاس
فراميگيرد؛ و نسبت يادگرفتههايش در همان مدت محدود، گاه
تا چند برابر روش كلاس رسمي است.
البته نوع فعاليتهاي دانشآموز و نوع تمرين و كارهاي
دانشآموز در اينجا كاملا از روش رسمي متداول متفاوت خواهد
بود. مثلا درصد زيادي از تمرين رياضيات دانشآموز در
عمليات واقعي كلاس درس و كارهايي كه به او واگذار ميشود،
انجام ميشود. همچنين به صورت معمول در اين مدرسه نيازي به
نوشتن ديكته وجود ندارد؛ بلكه دانشآموزن ديكته لغات را در
نوشتن گزارشها و متون متعدد، تجربه ميكنند. و اين نكته با
در نظر گرفتن اينكه در اين مدرسه حجم توليد مستندات
دانشآموز، بسيار زياد خواهد بود؛ معنادار خواهد بود.
دانشآموز بر خلاف روش سنتي، كه رونويسي از دروس و ديكته
نويسي و حل مسايل كتاب (و احيانا رونويسي صورت مسايل) تنها
توليدات او بودهاند، در مدرسه حكمت با حجم وسيعي از
انشاءنويسي، گزارش نويسي، جمعآوري مطالب، روزنامه نگاري،
و نظاير آن مواجه است. تنوع اين نوشتهها بر خلاف روش سنتي
بسيار زياد است. و انتظار آن است كه دانشآموز به دليل اين
تنوع، و اينكه خود موضوعات مربوطه را براي نوشتن انتخاب
ميكند، در عين اينكه حجم بيشتري از نوشتن را نسبت به روش
سنتي، تجربه ميكند؛ خستگي كمتري را براي برخورد با متون
تكراري دروس رسمي و رونويسي آن احساس خواهد كرد.
ضمن آنكه در اين روش، دانشآموز با درگير شدن در مسايل
كاربردي و بررسي ابعاد آن، به تعقل و تفكر ترغيب شده، و
حفظ كردن طوطيوار، جاي خود را به درك مسايل خواهد داد.
مدرسه حكمت جايي است كه دانشآموز تعقل و تفكر خود را عملا
ارزشمند خواهد يافت، و محيط و سازوكار آموزشي مدرسه اين
ارج گذاري را عملا به او نشان ميدهد.
ضمن آنكه مدرسه حكمت در قالب ارائه دروس تركيبي ملموس و
نزديك به كاربرد، محيطي مناسب را براي تربيت مهارتهاي
مختلف فكري، عملياتي، رفتاري و تعقل، در كنار تعليم دانش،
فراهم كرده، و سازوكارهاي مناسب براي تربيت اين مهارتها را
ايجاد ميكند. بدين صورت با برقراري تعادل مناسب بين مباحث
نظري و مباحث كاربردي، به شكلي كه مباحث نظري قابليت
پشتيباني كاملا مشخصي از مباحث كاربردي داشته باشد؛
دانشآموزن را به سوي روشهاي تفكر، تصميمگيري، مديريت و
برنامهريزي كارهاي خود، اخلاق شايسته، فنون تعاملات
اجتماعي، فن بيان، فن نگارش و هنر گرفته تا بكارگيري
ماهرانه ابزارها و فناوريها، هدايت ميكند.
موضوعاتي كه دانشآموز در مدرسه حكمت ياد
ميگيرد، موضوعاتي واقعي است، كه جايگاه آنها، كاربرد
آنها، رابطه آنها با موضوعات ديگري كه او ميشناسد، و نياز
به آنها براي او، كاملا ملموس است.
نه موضوعات انتزاعياي كه چون در سرفصل
كتابهاي درسي جاي گرفتهاند، مجبور به يادگرفتن آنها است.
 |