|
در دبستان حکمت، ارزشيابي از دانشآموزان
به صورت كيفي و توصيفي صورت ميگيرد.
روش رايج فاصلهاي (نمره 20-0)، مشكلات عديدهاي را در
ايجاد فشار رواني، اضطراب دانشآموزن، مقايسه شدن
دانشآموزن با يكديگر به جاي توجه به خود دانشآموز، رواج
حافظه محوري به جاي تعقل و تفكر، رواج فرهنگ بيستگرايي،
نمره گرايي و مدرك گرايي به جاي افزايش توان واقعي، در
بر داشته است.
دو نگاه متفاوت به ارزشيابي تحصيلي کلاسي وجود دارد. يك
نگاه بر ارزشيابي "از نتايج يادگيري دانشآموزان" تكيه
ميكند، و ديگري ارزشيابي را "براي بهبود يادگيري
دانشآموزان" تلقي ميكند. در نگاه دوم، ارزشيابي و
ياددهي يادگيري، جريانهاي جدا از هم نيستند. مبتني بر
همين ديدگاه، ارزشيابي توصيفي به جاي تمركز بر نقطه پاياني
فرايند ياددهي و يادگيري (امتحان)، در طي فرايند ياددهي و
يادگيري، مربي و دانشآموز را همراهي كرده، و بتدريج
ترسيمي از وضعيت كلي و خصوصيات دانشآموز را به خود او و
مربي ارائه نموده، و آنها را در ادامه مسير و اقدامات بعدي
ياري ميكند. بدين ترتيب ارزشيابي در كلاس از شكل دادرسي و
دادگاهي و تنبيهي خارج شده، به صورت تنظيمي و سازمان دهنده
در ميآيد.
همچنين در اين روش مقياس ترتيبي (مانند در حد انتظار،
نزديك به انتظار و نيازمند تلاش بيشتر) جايگزين نمره
ميشود. و از سوي ديگر سازوكارها و ابزارهاي مناسبي براي
جمعآوري اطلاعات مفيد و موثر در مورد وضعيت دانشآموز و
مسير حركت او بكار گرفته ميشود. ساختار كارنامه نيز به
صورت گزارش پيشرفت دانشآموز از ابعاد مختلف شخصيتي،
عاطفي، مهارتي و دانش درآمده، و او را با خود او مقايسه
ميكند، نه با دانشآموزن ديگر.
از
سوي ديگر، در ارزشيابي دانشآموزان در مدرسه حكمت، تلاش
بر آن است كه نقش خود دانشآموز به عنوان شخص ارزيابي
كننده، بيش از مربي باشد. اگر قرار است كه ارزشيابي
دانشآموز را در ادامه مسير ياري و راهنمائي كند، خود او
بهتر از هر كس ديگري ميتواند سكان اين ارزشيابي را بر
دست بگيرد. با تغيير كردن جايگاه ارزشيابي از شكل فيلتر و
مانع، به چراغ راهنما در مسير، و از بين رفتن ابعاد تنشزا
و ايجاد كننده فشار به دانشآموز در ارزشيابي، دانش آموز
ياد ميگيرد چگونه از ارزشيابي به عنوان كمكي براي حركت
خود انتخاب كرده، و به آن به چشم يك ابزار راهنما، و نه يك
تهديد نگاه كند. بر اين اساس دانشآموز اولين كسي خواهد
بود كه در هر مورد خود را مورد ارزشيابي قرار ميدهد، و
از مشاهده نتايج آن واهمه نخواهد داشت. به عبارت ديگر نقش
مربي در ارزشيابي در سطح دوم و پس از نقش دانشآموز قرار
ميگيرد. در فرايند آموزش در هر گام، با ياري و راهنمائي
سيستم نرمافزاري مديريت آموزشي، دانشآموز خود را
ارزشيابي ميكند. بازخورد اين ارزشيابي بصورت مستقيم در
اختيار خود دانش آموز قرار ميگيرد، تا او عملكرد خود را
تنظيم و اصلاح نمايد. در مرحله بعدي نتايج اين ارزشيابي
خود دانشآموز به مربي منتقل، و مربي ضمن ارزشيابي مستقل
خود، راهنمائيهاي لازم به دانش آموز را انجام ميدهد.
مبتني بر اين روش، ارتقاء دانشآموز به كلاس بالاتر نيز بر
اساس شرايط سني، و نيز تشخيص معلم صورت ميگيرد.
ارزشيابي در مدرسه حكمت فيلتر و مانعي
براي حركت دانش آموز نيست. بلكه چراغي براي او در مشاهده
مسير گذشته، حال و آينده است.

|