آرمان مدرسه حكمت

حمد براي خدائي كه اول است،‌ بدون آنكه اولي قبل از آن بوده باشد، و آخر است، بدون آنكه آخري پس از آن باشد. كسي كه چشمهاي ناظران از ديدن او قاصر، و انديشه وصف كنندگان،‌ از توصيف او عاجزند. خلايق را به قدرت خود از ابتدا و بي نمونه پيشيني آفريد، و آنان را بر اساس خواست و مشيت خود صورت بخشيد. سپس همه آنها را در راه و مسير اراده ذات اقدسش راهي و مسافر نمود، و آنها را در مسير عشق به خود، برانگيخت. به گونه اي كه هيچ مخلوقي نتواند چيزي را كه خداوند بر او مقدم ساخته، به تاخير بياندازد، و استطاعت مقدم ساختن آن چيزي را كه موخر ساخته ندارد.

و حمد خدائي را كه اراده او در خلق اشرف بندگان و محدوديتهاي آنان،‌ به گونه‌اي قرار گرفت، كه آنان را در بوته اختيار در اعماقي معين از ظلمت، براي حركت به سمت نور بيازمايد؛ و موجودي را آفريد كه به اختيار خود كمال، نور و خوبي را به تصرف درآورد، و جوهري را  از درون و به اختيار نفس آن جوهر، به جواهر تبديل كند. حركتي مختارانه، در مسير عشق او، و يا در مسير ظلمت و ضلالت. البته تا چه كس باشد كه اين جوهر را به جواهر تبديل كند. و البته بندرت مادر گيتي چنان كسي را بياورد، كه به جواهر چنين تغيير جوهري دست يابد. و البته آن حضرت حق جل جلاله،‌ كل آسمان و زمين را براي خلق همين جواهرات نادر آفريد؛ كه جواهر اگر نادر نبود، جواهر نبود.

و اوج تجلي اين خلق، نه زماني است كه تنها يك نفس، بتواند در ميدان و لايه وجود نفساني خود، از ظلمت رها شده و به نور بپيوندد؛ كه البته اين خود امر بسيار دشوار و بزرگي است. بلكه اوج زماني است كه نه تنها خود،‌ در اين ميدان و لايه محدود به نفس خود، بلكه نفوس ديگر را نيز به حركت استواري از ظلمت به نور رهنمون سازد. و اين است تجلي‌اي از ابعاد انسان كبير، كه نه چون يك فرد با نظر به وجه الله، تنها اسماء و صفات الهي را در وجود شخصي خود بارور كند، بلكه روحي است دميده در كالبد تمام نفوس و كل عالم ارضي كه با نظر به وجه الله، آينه او شود و اسماء و صفات را در امت،‌ متبلور كند.

و آن ابراهيم مي‌خواهد كه با خواندن "رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي" بر آن ملتمسانه اصرار كند كه "ربنا و تقبل دعا"؛ و شايد قبول اين دعا با صلوه دائمي ذريه او در رو برگرداندن در تمام حال و كل مسجد عالم، به وجه الله، در هر پنج لايه امت در تمام ارض، او را شايسته ناميدن به امت قانت و حنيف گردانده باشد. و خداوند جل جلاله و عظم شانه ما را به اتخاذ مصلي و روبرگرداندن به سوي وجه او، در تمام احوال در هر نقطه از بيت ارض، از همان مقام و جايگاه ابراهيم دعوت كرده، جايگاهي كه بتواند روي امتي را به سوي وجه الله برگرداند، و نمازي در جايگاهي كه بتواند جريان حركت از ظلمت به نور را با نظر به وجه الله، نه تنها در حيطه و لايه نفس خود، بلكه در تمام لايه هاي امت، بنا كند. و اينچنين جايگاهي است كه زماني كه ابراهيم از محدوده برگرداندن جريان لايه نفس خود به سوي وجه الله، بيرون آمده و به برگرداندن وجه نفوس سايرين، و جامعه و حكومت و محيط پرداخته، و با مبتلا ساختن او به كلمات الهي از جنس كن در انواع و لايه‌هاي خلقتش،‌ او و از ذريه صالح او، و در نقطه اوج آنها حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله، و امروز نيز حضرت ولي عصر مهدي عليه السلام و عجل الله تعالي فرجه را امام قرار داده، تا دولت كريمه را محقق سازند، ملكوت آسمان و زمين به او نشان داده مي‌شود. و بعيد نيست كه ديدن ملكوت، از جمله رمزي اينچنين را براي او گشوده باشد،‌ كه با آن دعا، دست به كاري عظيم براي شكل دادن دولت كريمه زند.

و تربيت آن انساني را كه ظرف اسماء الهي در او تماما ايجاد شد، و خداوند تمام اسماء را به او تعليم نمود، خود بر عهده گرفت و نام رب را بر خود بر گزيد، تا اعلام كند كه اگر تعليم و تربيتي صورت مي گيرد، مربي و تدبير كننده او است، و ديگران در اين كار تنها باغباناني هستند كه تمهيداتي را كه خدا براي اين زراعت لازم ساخته، فراهم آورند و خود او است كه در كشتزار وجود نفس آدمي زراعت مي كند؛ زندگي و حيات او را تدبير مي‌كند؛‌ و او است كه جواهر تربيت كرده، و اين جواهر را نيز براي خود صنعتگري مي كند.   

و بدي و خوبي او و عملكرد او را به خود او الهام و تعليم فرمود، و مسير رشد و گمراهي را از درون به او نمايان كرد. و انسان در طي مسير رشد و كمال، بايد به اراده، انتخاب و اختيار خود، مسير رشد را با تزكيه خود اتخاذ كند. به همين دليل تعليم، گرفتني است و نه دادني؛ و تعليم گيرنده، بايد به استعداد دروني خود، و تلاش مستمر در پاك كردن خود از آلودگي‌ها، به رشد دست پيدا كند. مربيان و تعليم دهندگان، تنها بستر و محيط امن و مناسبي را براي رشد فراهم مي آورند. همانگونه كه دانه، به استعداد دروني خود، با قرار گرفتن در شرايط محيطي و بستر مناسب، رشد مي كند، انسان نيز به استعداد دروني خود رشد مي كند، و تعليم دهندگان و مربيان، تنها باغباناني هستند كه شرايط محيطي و بستر مناسب را براي او فراهم مي آورند؛‌ نه نجاراني كه عناصر و مولفه‌هاي رشد يافتگي را خود در طرحي تنظيم و اجرا مي‌كند. و باغبانان، تنها دانه را به رشد و شكوفائي تحريك مي‌كنند، و دانه به تحرك الهي نهفته در درون خود، حركت جوهري و دروني خود را آغاز مي‌كند.

و نه تنها از درون خوبي و بدي و مسير سلامت را به او الهام فرمود، بلكه از بيرون نيز به وحي الهي بر برگزيدگانش و در اوج آنها حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي صلي الله عليه و آله،‌ قرآن الهي را در ليله قدر بر جان آدمي نازل كرد، تا بر او از جانب رب رحيم در هر امري سلام و سلامتي باشد، و فجر در وجود او طلوع كند. و وعده داد تا اگر از اين هدايت بيروني و دروني تبعيت كند، نه نسبت به آينده پيش رو خوف خواهد داشت، و نه نسبت به گذشته از دست رفته محزون خواهد بود. و او را امر كرد تا خود را پاكيزه كند تا به اين قرآن دست پيدا كند؛ در مقابل آن از خود سكوت اختيار كند، و به آن گوش فرادهد، و آن را اطاعت نمايد،  باشد كه مورد رحمت او قرار گيرد.

و قرآن را ام الكتاب قرار داد. به گونه اي كه جايگاه تمام حقايق و پديده هاي عالم و روابط آنها و همه چيز را در معماري بديع آن، در اين كتاب تبيين نمود. به گونه‌اي كه تمام معارف و كتب ديگر، زماني مفيد، مثمر و مبارك خواهند بود كه در جايگاه تبيين شده خود در اين معماري قرار گيرند.

و خورشيدها و ستارگان درخشاني را از جنس خود آنها برانگيخت و برگزيد و صنعتگري نمود، تا وحي را با كلامي به قدر عقول هر يك از مردم، براي آنها بيان نمايد. و نه تنها به كلام، بلكه به عمل و سبك زندگي‌شان، آنها را الگوي نيكو قرار داد، و هر گونه پليدي و پاكي را از آنها برداشت، تا مردم در تاسي از آنان، رفتار و سبك زندگي خود را تنظيم نمايند. و امر فرمود كه بر آنها پيش نيافتيد، و از آنها عقب نمانيد،‌ بلكه همراه آنها حركت كنيد، تا به حق و حقيقت دست يابيد. امر آنها را بر امر خود مقدم بدانيد، و حكم خود را به استحكام حكم آنان محكم كنيد.      

و اين چه خلقتي پيچيده و عظيم و درهم تنيده است؟! و تبارك الله احسن الخالقين!

و بدينسان، تعليم و تربيت اين انسان، تعليم دانسته هائي به او نخواهد بود. بلكه تعليم و تربيت، بارور كردن اسماء حسناي الهي در وجود او، و ظاهر ساختن آن به شكل خصوصيات كمالي و منش و فرهنگ رشد يافته است. آغاز و انجام اين ظاهر ساختن در تقواي الهي و متخلق شدن به اخلاق حسنه نبوي است. و اين محقق نمي شود، مگر با تمسك به دو ثقل اكبر و اصغر، و مخلوط شدن قرآن به گوشت و پوستش در جواني، و پا گذاشتن بر جاي پاي آن خورشيدها و ستارگان درخشان در مسير زندگي.

و چنين تعليم و تربيتي در تمام زندگي شكل مي گيرد، و سراسر زندگي بايد به رشد و تعليم و تربيت تبديل شود. و مدرسه نيز در ابتداي دوره زندگي، و در آغاز نمودن چنين زندگي‌اي، بايد خود فضاي زندگي با تقوي و با اخلاق حسنه را فراهم نمايد،‌ تا امكان آغاز چنين مسيري را فراهم آورد. و فراگير بايد زندگي سالم را با ابعاد مختلف آن، در محيط امن و سلامت مدرسه، تجربه كند؛ تا در آينده از پس زندگي در ناامني‌ها و ناسلامتي‌هاي محيط بيرون بر آيد. مدرسه بايد بستري را فراهم كند كه او بتواند در زندگي در اين محيط امن و سالم، ‌با شناخت حق تعالي، جايگاه خود را در مقابل خداوند متعال درك كند، تقواي او را پيشه كند، ابعاد دروني نفس خود را بشناسد و بر آن مسلط شود، خصوصيات كمالي انساني را به تعليم اسماء الهي در خود بارور كند، به تاسي از پيامبر گرامي‌اش صلي الله عليه و آله، متخلق به اخلاق حسنه الهي گردد، و به علم نافع مجهز، و در بكار بردن آن مهارت يابد. و مدرسه با فراهم ساختن محيط تقوي،‌ بايد فضائي را فراهم كند كه فراگير به خالص كردن عمل خود براي خداوند متعال ترغيب شده، شايد جزو آن معدود افرادي شود كه بتواند به اين مهم دست يافته، تا خداوند چشمه‌هاي حكمت‌ را  از قلبش به زبانش ظاهر و جاري كند.

 او در اين زندگي در مدرسه، با ايفاي نقش جدي در محيط اجتماعي مدرسه، و ايجاد احساس نياز واقعي ديگران به او و او به ديگران، دريافتن چگونگي تعامل با ديگران، و كنار آمدن با ضعفها، توانمنديها و مشكلات خود و ديگران، طريقه متجلي ساختن اسماي حسناي الهي را در وجود خود بيابد، و فرايند رشد و كمال را به انگيزه دروني خود دنبال نمايد.

تعليم علوم و دانسته ها نيز زماني معنادار و موثر خواهد بود،‌كه در قالب اين زندگي و نيازمنديهاي واقعي آن بر او عرضه شود. تعليمي كه بايد توام با كاربرد علوم صورت گيرد، و علوم نافعي را براي او رقم زند. و تعليمي كه در عين كاربرد، قدرت انتزاع و تجريد مسائل را مستقل از شرايط و موضوع كاربردي، در او ايجاد كند. و تعليمي كه مهارتهاي لازم براي عمل و زندگي را در كنار دانش و قدرت تفكيك، استنباط و تحليل و انتزاع مسائل در او ايجاد كند. و تعليمي كه خصوصيات كمالي را در او تثبيت كند. و تعليمي كه اين خصوصيات كمالي و دانش و مهارت را در قالب فرهنگ در او نهادينه كند، تا در تمام رفتارهاي او، در تمام حالات زندگي متجلي شود.

و اين تعليم و تعلم نيز بايد با استفاده از تكامل يافته ترين ابزارها و بسترهاي در دسترس، انجام و مديريت شود. ضمن آنكه سازمان اين عرضه نيز بايد بر اساس سازمان نيازهاي شكل گرفته در ذهن او، به صورتي ملموس و واقعي، و بر اساس شناخت صحيح استعدادها،‌ توانمنديها، خصوصيات و نيازمنديهاي او،‌ و براي رساندن او به شناخت چند جانبه از ابعاد مختلف پديده‌هاي عالم، شكل گيرد. و بستر و سازمان تعليم و تعلم بايد به نحوي ايجاد شود كه در خود فراگير  براي يادگيري احساس نياز بوجود آيد؛ و به جاي ايجاد فشار بر او براي طي مسير تعليم و تربيت، در او براي طي اين مسير دغدغه ايجاد نمايد؛‌ تا او خود با تمايل دروني خود، تلاش خود جوش و دروني را براي يادگيري صرف نمايد. 

اين براي مدرسه يعني سپردن امانت الهي به اهلش. اين اهليت بايد اولا در رويكرد تعليم و تربيت و روش و سازوكار مناسب، مبتني بر نگرش الهي، و تقوي و غفران الهي رخ دهد. ثانيا مربيان و معلمين بايد اهل فرهيختگي و رباني و توانمند باشند؛ و اين فضاي رشد و كمال ابتدا براي آنان در مدرسه وجود داشته، و تداوم يابد. ثالثا بستر و فضاي مدرسه بايد اهليت تعليم و تربيت را داشته باشد، و محيطي امن در طي مسير سلامت باشد، تا فراگير از جايگاه آن، وجه خود را به سوي پروردگارش بگرداند، و نماز را در تمام شئون زندگي خود، بصورت دائمي اقامه كند. و تعليم و تربيت در اين مدرسه محدود به محدوده جغرافيائي و فراگيران مشغول به تحصيل در آن نخواهد بود، بلكه اين ميدان بايد بدنه جامعه، و ساير مدارس تسري يابد.

و تعليم و تربيتي الهي، اينچنين به صورت هدف و آرماني براي اين مدرسه قرار گرفت.  

و صلوات خداوند بر حضرت محمد صلي الله عليه وآله الطاهرين، و بر حضرت امير المومنين عليه السلام و بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، و بر حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام، و بر حضرت اباعبدالله امام حسين عليه السلام و ياران باوفايش، و بر فرزندان از نسل او، امامان هدايت و كشتيهاي نجات، و  بر امام منتظر، ستاره فروزان، حضرت بقيه الله عجل الله تعالي فرجه، و روحي و ارواح العالمين لمقدمه الفداء، خورشيدهاي درخشان و ستارگان فروزان،‌ كه برانگيخته شدند تا پوشش جامه اخلاق كريمه را بر اهل عالم تمام كرده،‌ و با خواندن آيات الهي بر آنان، آنان را پاك كرده و كتاب و حكمت را به آنان تعليم نمايند، تا از گمراهي آشكاري كه در آن بودند خارج شوند.

و از برترين اقداماتي كه مي توان در يك جامعه از آن سراغ گرفت، نگهداري و تداوم افراشتن پرچمي است كه اين جواهرات درخشان، در تعليم و تربيت الهي برافراشتند. و كرامت خداوند و توفيق الهي بر ما چنين قرار گرفت كه تلاشي را بر اين سبيل، در تاسيس مدرسه حكمت انجام دهيم. در تاسيس مدرسه حكمت آرمان ما بر آن است كه اين مدرسه الگو و منبع انتشار فراگير نظام آموزشي‌اي در كشور گردد كه تعليم و تربيت الهي را، تا حد توان در تبعيت از اوامر و در لواي پرچم آن خورشيدهاي درخشان، استوار سازد.  

 

 
 

موسسه مطالعات راهبردی فناوری اطلاعات

 

طرح معماری نظام آموزشی برای جامعه اطلاعاتی

 

طرح مبنا

(مجموعه آموزشى راهنما در بستر سازى نظام آموزشى براى جامعه اطلاعاتى)

 

ثبت نام

 

اخبار

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 
       ______________________________________________________________________________________________
هرگونه نقل قول و  استفاده از مطالب و مستندات اين سايت تنها با ذكر مرجع مجاز مي‌باشد.
نظرات و پيشنهادات خود را به آدرس info@irit.ir ارسال نماييد.
موسسه مطالعات راهبردى فناورى اطلاعات، 1388